
|
در
13:35 جمعه 5 خرداد ماه، 1391
شما با آي پي
38.107.179.221
سيستم عامل
نسخه
بيت
اندازه تصوير
وارد پرشین شاد شده ايد,خوش آمديد
|
|
تبليغات
دستبند مغناطيسي پاور بالانس,پديده اي شگفت انگيز و بي نظير
پر فروش ترين محصول سال ۲۰۱۱ اروپا
تاملي در مساله ازدواج
- ![]() اگر بخواهيم به نتيجه يا محصول ازدواج توجه داشته باشيم علاوه بر اين كه بايد خود و طرف مقابلمان را بشناسيم، بايد بتوانيم تصويري از نتيجهي بودنمان در كنار همديگر نيز به دست آوريم. «مهمتر از اين كه ازدواج كني يا نه، پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج ميكند و محصول اين ممزوج چيست؟» استخراج از كتاب تعاليم حق (جلد دوم) وقتي صحبت از ازدواج به ميان ميآيد اغلب با چند دسته سؤال روبرو ميشويم. سؤالاتي نظير اين كه با چه كسي ازدواج كنيم؟ چه وقت ازدواج كنيم؟ چرا ازدواج كنيم؟ اصلاً ازدواج كنيم يا نكنيم و ... اما با وجود آن كه ميدانيم در هر ازدواجي خواهي نخواهي نوعي مزدوج شدن و يكي شدن هم در كار است، كمتر پيش ميآيد كه از خودمان بپرسيم نتيجه و محصول ازدواج ما چيست؟ اگر بخواهيم به نتيجه يا محصول ازدواج توجه داشته باشيم علاوه بر اين كه بايد خود و طرف مقابلمان را بشناسيم، بايد بتوانيم تصويري از نتيجهي بودنمان در كنار همديگر نيز به دست آوريم. اما واقعيت اين است كه اكثر ما نه تنها چنين تصويري از نتيجه و محصول ازدواجماننداريم، بلكه حتي تصوير روشني از خودمان و از طرف مقابلمان هم نداريم و متأسفانه اين عدم شناخت از قديم تا به امروز همچنان تداوم دارد. قديمترها ريشسفيدهاي فاميل، قول و قرارها را ميگذاشتند، صيغة عقد جاري ميشد، بله را ميگرفتند و طفلكي عروس و داماد، تازه چشمشان به جمال يكديگر روشن (و شايد هم تيره و تار) ميشد! مادر بزرگ، پدر بزرگهايمان را ميگويم كه آش كشك خاله را به همين مفت و مسلمي، تا آخر توي حلقشان فرو ميكردند! حتماً ميگوييد حالا وضعيت خيلي بهتر شده و دختر و پسرهاي جوان قبل از ازدواج همديگر را ميشناسند و با روحيات هم آشنا ميشوند. بله، الان تا بخواهيد دختر و پسرها ميدانند مال و اموال همسر آيندهشان چقدر است؟ مارك لباسهايشان چيست؟ مادر و پدرشان چه كارهاند؟ بالا شهرياند يا پايين شهري؟ خانه و ماشين و ويلا و باغ و ... دارند يا نه؟ و الي آخر. البته اگر كمي با انصافتر باشم بايد بگويم تعداد اندكي از رفتارها و واكنشهاي همديگر را هم ميشناسند! اما آمار طلاق و مشاجرات و متاركهها به سادگي نشان ميدهد كه اين اندك، اصلاً كافي نيست و براي ازدواج نياز به شناخت بسيار عميقتري وجود دارد تا جايي كه بايد بتوانيم از همان ابتدا، نتيجه ازدواجمان با طرف مقابل را هم تا حدي كه امكانش هست حدس بزنيم. حداقل تا اين حد كه چه كسي با چه كسي ازدواج ميكند؟ و هر يك از طرفين چه ويژگيهايي دارد و چه هدفها و مقاصدي را در زندگي دنبال ميكند؟ اما متأسفانه بيشتر انتخابهاي ازدواج در اطراف ما به نوعي هستند كه مرا به ياد اين ماجرا مياندازند: «روزي مردي در خيابان ديد ازدحام شده و شدت ازدحام به قدري است كه معلوم نميشود چه خبر است و چه اتفاقي افتاده. پس جلو رفت و از مردي كه جلوتر از خود قرار داشت پرسيد: «ببخشيد آقا چه خبر است؟». آن مرد در حالي كه با فشار جمعيت جابهجا ميشد و بياراده از يكسو به سوي ديگر هل داده ميشد گفت: «يك نفر كه معلوم نيست چه كسي است، بر سر يك نفر ديگر كه معلوم نيست چه كسي است، بلايي آورده كه معلوم نيست چه بلايي است؟». خيلي از ازدواجهاي ما هم همين طورند. يعني يك نفر كه خودش نميداند چه كسي است (و از خودشناسي بويي نبرده) با يك نفر ديگر كه معلوم نيست چه كسي است (يعني شناختي از او ندارد) ازدواج ميكند و در نتيجه محصول پيوند اين دو نفر هم محصولي است ناشناخته و غيرقابل پيش بيني. البته برخلاف تصور عموم، محصول ازدواج تنها فرزندان نيست. محصول ازدواج يعني حاصل اثر و نفوذ آن دو روي يكديگر و نتيجه بودن و زندگي كردن آن دو نفر با همديگر. به زبان ساده محصول ازدواج يعني اين كه ازدواج در نهايت بر روح و روان و جسم اين دو نفر چه تأثيري خواهد گذاشت؟ آيا باعث رشد و بهتر شدن و شكوفايي توانمنديها و استعدادهاي آن دو خواهد شد يا بر عكس باعث تخريب، ضعيف شدن و هدر رفتن انرژي آنها ميشود. مثل زماني كه همة توان و انرژي در همسر، صرف حل كردن مسايل و گرفتاريهاي بين خودشان ميشود و در نتيجه ديگر انرژياي باقي نميماند تا به مصرف رشد و بالندگي آنها در زندگي برسد. به همين دليل هر دختر و پسري قبل از ازدواج در درجة اول بايد خود و طرف مقابل خود را بهتر و بيشتر بشناسد. بايد بدانند شباهتها و تضادهايشان با هم در چه زمينههايي است. هدف هر كدام در زندگي چيست و هر يك قصد دارد از چه راهي به مقصد خود برسد. به بيان ديگر بايد بتوانند تصور كنند اگر در كنار هم قرار گرفتند چه تعاملها يا بده بستانهاي روحي - رواني ميتواند بينشان اتفاق بيفتد و چه داستانهايي با همديگر خواهند داشت. در نظر بگيريد همسفر بودن دو نفر كه يكي ميخواهد با هواپيما به بندرعباس برود و ديگري قصد دارد با قطار به مشهد سفر كند، چگونه خواهد بود؟ بنابراين پرسيدن اين سؤالات از خودمان قبل از ازدواج (و حتي گاه به گاه بعد از ازدواج) ضرورت دارد: من كي هستم؟ هدفم چيست؟ آيا هدف من و طرف مقابلم مشترك است؟ آيا ازدواج، ما را به هدف مشتركمان نزديكتر ميكند؟ و آيا من خود حقيقي طرف مقابلم را ميشناسم يا به چيزهايي مثل چهره، اندام، درآمد، تحصيلات، شغل، مقام، شهرت، وضع خانوادگي و نظير اينها قناعت كردهام؟ چون واقعيت اين است كه بعد از ازدواج آنچه بين زن و شوهر جريان پيدا ميكند مربوط به خود حقيقي آنهاست و ديري نميگذرد كه هر دو متوجه ميشوند همديگر را نشناختهاند و انگار دارند با كسي زندگي ميكنند كه تنها مشخصات شناسنامهاي و ظاهرياش را ميدانند! بنابراين لازم است حداقل اين چيزها را در باره همسر خود بدانيم: خواستهها و هدفهاي او در زندگي، خصوصيات و ويژگيهاي اخلاقي، طرز عملكرد او در شرايط و موقعيتهاي مختلف (مثلاً در شادي، ناراحتي، خشم، ناكامي، داغداري و...). بهتر است خانواده و ميزان دلبستگيها و وابستگيهايش را هم مدنظر داشته باشيم (بعضيها نوعي چسبندگي به خانوادههايشان دارند كه باعث ميشود نتوانند نقش همسريشان را به خوبي ايفا كنند). ضمناً بايد رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي او را هم با خود مقايسه كنيم، چنين شناختهايي با معاشرتهاي كنترل شده و هدفدار، با تحقيق و پرسيدن سؤالات دقيق (و پرده بردار!) از اطرافيان صادق و با مشورت گرفتن از افراد ذيصلاح و با تجربه تا حد زيادي كسب ميشود. البته در شناخت صحيح خود ما و شرطي شدگيهاي ما هم دخيلاند. نبايد تحت تلقين ديگران تنها به ظاهر بچسبيم و خود را فريب دهيم. شناخت بايد براساس خصوصيات پايدارتر هر دو طرف باشد نه براساس چيزهاي مقطعي و گذرا. حالا ببينيم چگونه ميتوانيم محصول اين ممزوج را بشناسيم؟ ممزوج يعني آميختگي. اگرچه به برقراري رابطه جنسي هم آميزش اطلاق ميشود اما به نظرم درست نيست كه ظاهريترين بعد آميزش را همهي محصول زوجيت در نظر بگيريم. خداوند در قرآن مجيد ميفرمايد «همه چيز را زوج آفريديم». حيوانات، گياهان، ذرات ريزاتم و خيلي چيزهاي ديگر را كه هنوز قادر به درك و كشف آنها نشدهايم. همهي زوجيتها محصولاتي رو به كمال و رشدند. در اين صورت محصول ازدواج دو انسان نيز حتماً بايد چيزي رو به كمال و رشد يافته باشد. آميختگي اين دو، بايد اقلاً از تكتك آنها رشديافتهتر باشد، اقلاً بايد در كنار هم استعدادها و توانمنديهاي درونيشان شكوفا شده باشد تا حدي از آرامش و بستر مناسب براي رسيدن به هدفهاي اصيلشان فراهم شده باشد و همة اينها در سايهي همهدفي و همراهي پديد ميآيد. من محصول ازدواج بعضيها را ديدهام: هيولايي با چنگالهاي تيز و خون آلود كه از مكيدن خون دو طرف جان ميگيرد و روز به روز آنها را زخميتر و ضعيفتر ميكند! محصول ازدواج شما چيست؟!
مطالب تصادفی این موضوع برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
|
سايت پرشین شاد وابسته به هيچ دسته يا گروهي نيست و ثبت شده در پايگاه ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد مي باشد. پشتیبان و میزبانی:آشیانه