
|
در
12:22 جمعه 5 خرداد ماه، 1391
شما با آي پي
38.107.179.222
سيستم عامل
نسخه
بيت
اندازه تصوير
وارد پرشین شاد شده ايد,خوش آمديد
|
|
تبليغات
دستبند مغناطيسي پاور بالانس,پديده اي شگفت انگيز و بي نظير
پر فروش ترين محصول سال ۲۰۱۱ اروپا
نقاط قوت و ضعف
-
در اين مرحله از رشد (بخش نخست از دوره جوانى ) بيش تر افراد در مرحله اى هستند كه فقط همان لحظه و همان زمان حال را مى بينند و بيش تر آنچه را كه با آن تماس دارند و ملموس است احساس مى كنند. در نتيجه ، براى آنان خيلى عادى و طبيعى است كه تفكر دوگانه اى داشته باشند و خود را گاهى خوب و گاهى بد ببينند. از آن جايى كه اين گونه تفكر، تاثير منفى بر توانايى ها و عملكرد نوجوان در پذيرفتن خود به عنوان يك انسان در بر دارد، مهم است كه بدانند كه همه همسالانى كه با آنان رفت و آمد و برخورد دارند، داراى نقاط قوت و ضعف اند و اين امر، در همه وجود دارد و مختص آنها تنها نيست . بنابراين لازم است كه نوجوانان در اين سنين بدانند كه همه افراد داراى نقاط قوت و ضعف اند و همچنين آگاهى پيدا كنند و كه اصولا ما نبايد يك فرد را به طور كلى و مطلق ، خوب (بدون عيب ) و يا بد(بدون جهات خوبى ) ارزيابى كنيم . اين ديدگاه ، ديدگاه درست و صحيحى نيست ؛ زيرا اگر شما يك مداد و يك كاغذ برداريد و در مورد خودتان (يا هر كس در مورد خودش ) فكر كنيد كه چه نقاط مثبت و چه نقاط منفى اى داريد، مى توانيد نقاط مثبت و قوت و نقاط منفى و ضعف خود را فهرست كنيد. حال ممكن است بعضى ، نقاط منفى و ضعف خود را فهرست كنيد. حال ممكن است بعضى ، نقاط قوتشان بيش تر باشد و نقاط ضعفشان كم تر. به هر حال ، هر كس هم نقاط قوت دارد و هم نقاط ضعف . مهم اين است كه ما در سنى واقع شده ايم كه مى توانيم به تدريج ، نقاط قوت خود را اولا بشناسيم ، ثانيا مى توانيم با اراده اى قوى نقاط قوت را افزايش دهيم و از نقاط ضعف خويش ، كم كنيم . در هر صورت ، بايد به اين امر آگاهى پيدا كنيم كه نقاط ضعف هر نوجوان و جوانى باعث نمى شود كه او آدم بدى باشد و همچنين نقاط قوت هيچ كس هم سبب نمى شود كه او مطلقا آدم خوبى باشد. در اين مرحله ، مهم اين است كه هر كس تا چه اندازه به فكر اين است كه اولا خودش را بشناسد و به نقاط قوت و ضعفش پى ببرد و در نهايت بتواند در تصميم گيرى هاى خود در زندگى ، واقع بين باشد و مهارت حل مسائل را كسب كند. شما بايد فكر كنيد كه غير از ائمه معصومين (عليه السلام ) آيا كسى در دنيا وجود دارد كه تمام ويژگى هاى او مثبت باشد؟ و آيا در دنيا كسى پيدا مى شود كه تمام ويژگى هاى او منفى باشد؟ پس حال كه اين طور نيست ، بايد اين اميد در شما زنده شود كه حركت تكاملى و رشدتان در صورتى تضمين شده است كه سعى كنيد به تدريج از نقاط ضعف خود بكاهيد و به نقاط قوت خود بيفزاييد و اين هم ، يك روز نمى شود و به زمان احتياج دارد و بايد به تدريج صورت بگيرد، تا موفقيت و سعادت حاصل شود. شما بايد اين ديدگاه خودتان را اصلاح كنيد كه ((تصور نكنيد شخص خوبى نيستيد))؛ زيرا بعضى از كارها را درست و كامل انجام نداده ايد. يا اين كه ((صد در صد شخص خوبى هستيد))؛ چون بعضى از كارها را درست و كامل انجام داده ايد! بايد شما واقع بينانه فكر كنيد و صادقانه بپذيريد كه انسان خوبى هستيد با فطرتى پاك و سالم كه هنوز آلوده به فساد و يا انحراف اخلاقى نشده ايد و يكى از نقاط قوت شما، قوه تعقل و تفكر شماست . عاقلانه فكر كردن و از معيارهاى دينى و به جا و به موقع استفاده كردن موجب پيشرفت و موفقيت همه انسانهاى بزرگ بوده و هست ؛ زيرا همه انسانهاى بزرگ نيز، هم داراى نقاط قوت بوده اند و هم داراى نقاط ضعف . مهم اين است كه وجود نقاط ضعف سبب نگرديده كه آنان از حركت باز ايستند و خود را ناتوان احساس كنند؛ بلكه آنان هميشه ديدگاه مثبت و واقع بينانه داشته اند و اين امر را در وجود خود و ديگران طبيعى ديده اند و سبب گرديده كه با كمال قدرت و اراده ، سعى و تلاش خود را در جهت صحيح با معيارهاى دينى تطبيق دهند و احساس موفقيت كنند. با تفكر، ديدگاه خود را منطقى كنيد تا احساس رضايت نماييد. جوانان در اين دوران اغلب نسبت به اظهار نظر اطرافيان و صحبت هاى آنان بسيار حساس اند و به وسيله گوش دادن به آنچه كه خانواده پدر و مادر يا همسالان و معلمان درباره آنان مى گويند و يا با مشاهده اين كه ديگران چگونه نسبت به آنان رفتار و عكس العمل نشان مى دهند، چيزهايى را درباره خودشان برداشت مى كنند كه ممكن است واقعيت نداشته باشد؛ زيرا آنان در اين دوره سنى ، هنوز چيزهاى زيادى را تجربه نكرده اند و قدرت تفكر و تجزيه و تحليل را هنوز در خود توسعه نداده اند. اين امر سبب مى شود كه بعضى از آنان ، براداشت نادرستى از خود، پرورش دهند؛ زيرا بعضى از جوانان هنوز نمى دانند و يا بهتر بگوييم همه ديدگاه ها و جنبه هاى مختلف كارها را در نظر بگيرند. اين موضوع براى آنان بسيار آسان است كه فقط نقاط منفى و نقاط ضعفى را كه درباره خودشان از ديگران مى شنوند، تعميم و گسترش دهند و تصور كنند كه همه (اعم از اطرافيان ، والدين ، همسالان و ديگر دوستان ) درباره آنان فكر مى كنند كه آنان ، شخص مناسب و خوبى نيستند. لذا اين تعميم و گسترش تصور و پندار منفى ، به طور منفى بر روى توانايى ها و حتى نقاط قوت آنان هم تاثير گذاشته و خود را نمى پذيرند و يا دست كم مى گيرند و لذا در انجام دادن كارها و وظيفه و تكاليف خود، سستى و لااباليگرى نشان مى دهند. بنابراين ، مهم است كه در اين مرحله از رشد، جوانان بدانند و آگاه شوند كه اولا هر فردى اظهار نظر ديگران را با ديدگاه منفى نسبت به خود تلقى نكند و بد نپندارد. ثانيا بر فرض پندار منفى ديگران ، آن را از حقيقت و واقعيت ادراك خود نسبت به خودش جدا كند. در حقيقت ، اگر در دست او گوهر باشد و تمام مردم دنيا بگويند آن گردو است ، او شكى به خود راه ندهد و اگر در دست او گردو باشد همه بگويند گوهر است ، در تصور او تاثيرى ايجاد نشود؛ زيرا اظهار نظر ديگران ، حقيقت را تغيير نمى دهد و مهم اين است كه ما به حقيقت مسئله توجه كنيم نه اظهار نظر ديگران ؛ زيرا اظهار نظر ديگران گاهى ممكن است مطابق با واقع باشد، و زمانى ممكن است مطابق با واقع نباشد. اصولا اين موضوع اهميت دارد كه هر فردى قبل از اين كه به چيزى متعهد شود و در مورد مسائل ، ديدگاهى را قبول كند، بايد همه جنبه ها را در نظر بگيرد و همچنين در مورد افراد و اشخاص همه ويژگى هاى آنها را در نظر بگيرد. تنها به يك بعد توجه نكند و بقيه جنبه هاى ديگر فرد را فراموش كند، در اين صورت قضاوت و ارزشيابى او درباره مسائل غلط خواهد بود، به عنوان نمونه به اين يك مورد اتفاق نگاه كنيد كه چگونه عده اى نسبت به عملكرد دانش آموزى به نام على ، فقط جنبه منفى را در نظر داشتند و از ساير جنبه هاى مثبت او در زندگى غافل بودند. على آقا در يك محله شلوغ زندگى مى كرد. والدين او سرمايه زيادى نداشتند. به همين خاطر او بعد از ظهرها در نجارى كار مى كرد و حتى عصرها روزنامه مى فروخت تا بتواند در آمد زيادى كسب كند و بتواند براى مدرسه و زندگى خانواده خود، كمك بيشترى را فراهم بكند. به همين جهت ، در مدرسه خيلى نمرات بالايى را در مدرسه ها نمى گرفت و معلمانش دايم به او گوشزد مى كردند كه او بايد بيش تر درس بخواند تا بالاترين نمره را بگيرد. على اين را مى دانست ، اما آنها باز هم مرتب حرف هاى خود را تكرار مى كردند. پايان ثلث ، هنگامى كه على نمراتش را به خانه مى برد، احساس بدى داشت ؛ زيرا مسئولين مدرسه از نمرات او راضى نبودند.ناظم مدرسه به او مى گفت : ((على تو، به جايى نمى رسى ؛ مگر اين كه سخت درس بخوانى )) مربى ديگر نيز همين حرف را تكرار مى كرد. دوستانش نيز همين طور. وقتى كه ديگران به او مى گفتند: ((آه چه دانش آموز ناموفقى است !)) به سادگى فراموش مى كردند كه او چه نوجوان سختكوش و مسئوليت پذيرى در زندگى خانوادگى بوده است . بنابراين ، همه فقط از يك ديد به على نگاه مى كردند و بقيه جنبه هاى مثبت على را فراموش كرده بودند. در حقيقت ، درباره شخصيت اين دانش آموز، تصور تحريف شده اى در ذهن داشتند، ولى على نسبت به كار و خدمت به خانواده خود كاملا مطمئن بود و سعى داشت با به دست آوردن امكانات در آينده به تلاش مضاعف بپردازد و گذشته را جبران بكند، هر چند كه ديگران به اين امر توجهى نداشتند.
مطالب تصادفی این موضوع برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
|
سايت پرشین شاد وابسته به هيچ دسته يا گروهي نيست و ثبت شده در پايگاه ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد مي باشد. پشتیبان و میزبانی:آشیانه